91/11/09
ولادت رسول نور
آمد به جهان آنکه پیام آور دین شد
هم او سبب خلقت انسان و زمین شد
نوری که از انوار خدا شد متجلی
تابید و بر آن بطن جهان ، نور عجین شد !
آن وحشت و تاریکی شبها به سر آمد
هم مأمن دلها شد و هم بحریقین شد
لرزید از نور ، چو ایوان مدائن
آتشکده هم خامُش از این مهر امین شد
بنمود جهانگیر چو آیین خدا را
او بت شکن و راهبردین مبین شد
بر مرکبِ بُراق که او رفت به معراج
او محرم اسرارِ خداوند مکین شد ...
طی گشت به زیر قدمش مشرق و مغرب
تا عرش خدا آمد و نزدیک ترین شد ...
او رحمت حق گشت بر این عالم امکان
بر علم خدا ، « حافظ » و دین را چو معین شد
برچسبها: شعر مذهبی, شعر برای حضرت محمد
91/09/03
تقدیم به مادرم
به مناسبت درگذشت مادر عزیزم
اسطوره ی عشق مادر
گل واژه ی صفا ، قاموسِ همدلی
در عشق و در وفا ، دیوان کاملی
آرامِ جانِ من ، « مادر » تو مادرم !
یادت همیشه هست ، تا اوجِ باورم
من را جدا ز تو ، تقدیرِ من نمود
من دور گشته ام ، این گریه ها چه سود ؟
خم گشته سروِ تو ، من سرو گشته ام
با آن دعای تو ، تا اوج رفته ام !
یادم نمی رود ، شب های درد تو
در آخرین خزان ، دستانِ سردِ تو
مادر مرا بگو ، از راز زندگی
از مقصد و کمال ، از عشقِ بندگی
دادی شَبابِ خود ، تا ما ثمر شویم
تا از خدایِ عشق ، ما با خبر شویم
« این عشقِ آدمی ، نور حضور اوست
منشورِ عاشقان ، هر لحظه نورِ اوست »